تبليغاتX
راز بودن
 

به باران٬ آن جا که شاد می بارد و شادی می بخشد .

به خاک٬ آن جا که زنده می کند و زندگی می بخشد .

....

به آیدا٬ آن جا که بودن است و رازی که نه تو دانی و نه من !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 0:0  توسط آ ی د ا | 
 

در دیاری که گذشت بی ارزش ترین واژه و تمسخر زیباترین کلام است!

تو به دنبال چه می گردی ؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 0:0  توسط آ ی د ا | 
 

این روزها نمی دانم کجا ایستاده ام.

سهم من از آن همه بودن این نبود.... غم این روزها از جنس دیگری ست.

عاشقانه هایم کوتاه بود !

عاشق ماندن و عاشقانه زیستن سخت است.

.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:0  توسط آ ی د ا | 
 

قلبی نورانی٬

نیتی پاک٬

ضمیری آرام٬

وجودی ثمربخش٬

عاقبتی ختم به خیر

و هزاران هزار دعای دیگر.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:56  توسط آ ی د ا | 
 

پیش از این ها فکر می کردم٬ دنیای کوچکی دارم با آدم های بزرگ.

این روزها دنیایم روز به روز کوچک تر می شود

و آدم هایش آنقدر دور که نمی توانم ببینمشان .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 14:36  توسط آ ی د ا | 
 

هیچ چیز با گذشت زمان آسان تر نمی شود

ما خسته تر می شویم و تنهاتر....

و پذیرش چیزها آسان تر !

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:0  توسط آ ی د ا | 
 

من این روزها٬

مدام دلش می سوزد و

گریه اش می گیرد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 0:0  توسط آ ی د ا |